خُنْج، شهری در جنوب استان فارس و مرکز شهرستان خنج است. این شهر در فاصله ۲۶۵ کیلومتری از شیراز و ۱۱۰ کیلومتری خلیج فارس واقع شده. برپایه آمار سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمیعت آن ۱۹٬۲۱۷ تن جمعیت گزارش شده است.[۴] که از این دید بیست و پنجمین شهر پر جمیعت استان فارس و سیصد و پنجاه و چهارمین شهر پر جمیعت ایران بهشمار میرود. مردم خنج از پارسهای اچمی هستند و به زبان لارستانی (اچمی)، گویش خنجی سخن میگویند. دین مردم شهرستان خنج اسلام است و مذهب آنها اهل سنت و جماعت و از فقه شافعی هستند. خنج را پایتخت معنوی و دروازه لارستان بزرگ مینامند.

انتشار در۱۳ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۹:۲۶ ب.ظ
سرویس:برگزیده ها
بدون دیدگاه
46 بازدید
فرماندار: متقاضیان ایجاد اشتغال، هر چه سریعتر از وام با بهره ۶درصد استفاده کنند
معاون
آفتاب لارستان: نشست اخیر انجمن شعر آفتاب لار به بررسی اشعار دوزبانه لارستانی-فارسی دکتر حسین طاهری باحضور وی اختصاص یافت.
حسین طاهری مدرس لارستانیِ ادبیات فارسی در دانشگاه تبریز است که مدتی است روی طرح «شعر لارستانی-فارسی» کار می کند و چندین شعر قابل توجه به این شیوه سروده است.
در این نشست پس از شعرخوانی ابتدایی خانم اقبال، حسین طاهری به مقدماتی درباره چرایی و چیستی اشعار دوزبانه خود پرداخت. وی ابتدا تاکید کرد که غالب اشعار لارستانی در قالب «کلاسیک» سروده شده و باتوجه به فقدان تجربه شعر آزاد با زبان لارستانی سعی کرده ام این کار را انجام دهم و در واقع هدف من برجسته سازی ادبی زبان ادبی لارستانی و نزدیک کردن شعر لارستانی به شعر مدرن است.
وی سپس با بیان اینکه بین شعر لارستانی و فارسی تفاوت ماهوی نمی بینم افزود: قصد من از سرودن اشعار دو زبانه لارستانی-فارسی رویکردی ناسیونالیستی و متعصبانه نیست و معتقدم این دو زبان می توانند پابه پای هم و با هم پوشانی هم موقعیت شعری تازه و خلاقانه ای ایجاد کنند.
حسین طاهری سپس با قرائت شعر دو زبانه «اودیسه» خود درباره این شعر نیز گفت: در این شعر با زبانی خیالی و مبتنی بر جریان سیال ذهن، گفت و گوی عاشقانه ای شکل گرفته و در آن جایگاه دو زبان لارستانی و فارسی در قالب منولوگ و دیالوگ جابجا می شود.
در ادامه نشست، منتقدان انجمن ازجمله اسدالله گرامی، فرزاد قنا
حاجآقا دکتر جلال سروش (پرویز پرستویی)، کارآفرین موفق بخش خصوصی، تصمیم به افشای خیانتهای شرکت پیسارو که مافیای قدرت و ثروت است میگیرد. سیاوش مطلق (امیر جدیدی) و احمد کیا (حمیدرضا آذرنگ) فرزندخواندههای سروشاند و سیاوش نهتنها مورداعتمادترین فرد نزد سروش است، بلکه دلبستهٔ مهتاب (پگاه آهنگرانی)، دختر او هم هست…
این خلاصه ای از فیلم «قاتل اهلی» مسعود کیمیایی است که قرار است از ۲۰ تا ۲۹ بهمن ماه هرشب ساعت ۲۱ در تالار وحدت لار اکران شود.
روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لارستان اعلام کرده است علاقه مندان جهت تهیه بلیط می توانند به سامانه آنلاین lartik.ir مراجعه کرده یا یک ساعت پیش از پخش فیلم، بلیط را از درب سالن تهیه نمایند.
سنگ
بهروز بیغرض: همه متحیر از اینکه پهلوان چه در سر دارد، با اینکه تمامی معرکه را چند بار دیده بودند؛ و همه اتفاقات را از بر بودند؛ پهلوان از سفر درازی که یحتمل به هند داشته سخن می گوید و کشتی گرفتنش با پهلوان نامداری، از آنجا که به سختی پشتش را به خاک می زند و همه اهل هند از زور بازوی او در شگفت می آیند و بعد، آن پهلوان هندی خنجری فولادین با دسته ای از آج فیل بدو هدیه می دهد و ماری که یک قطره از زهرش می تواند چند فیل را از پای درآرد.
بعد مار را از توبره در می آرد و دو بر فکش را فشار داده تا همه دندان هاش را ببینند و بعد خنجر را زیر دندانش می گذارد تا دو سه قطره ای از زهر سیاهش را توی شیشه بریزد و همه خیره می شوند، به زهری که از دهن مار بیرون می آید.
ترس وجودشان را فرا می گیرد که نکند مار از دست پهلوان در برود و نیششان بزند. با این حال، مشتاق، باقی معرکه را به تماشا می نشینند، شاید این بار زنجیر را پهلوان، نتواند بگسلد، یا اینکه شاید نتواند میل ها را بعدِ هوا انداختن بگیرد و روی دستش جفت و جور نشود، یا اینکه شاید نتواند سنگ زورخانه ای را مثل همیشه فرز و صحیح از روی سینه بالا بیارد.
همه امیدوار باز گردش حلقه زده، به امید نمایشی نو، که شاید موجود عجیبی را از صندوق بزرگ پشت بساطش درآرد و با آن گلاویز شود و شاید اینبار بخواهد آن زنجیر کلفت را با زور پا و نه دست و بازو، پاره کند، همه چش